مرد خود پسند و مغروری بالای سر کشاورزی ایستاده بود ،
و کار کردنش را نگاه می کرد.
پس از مدتی مرد با غرور گفت:
بکار؛ بکار؛ که هر چه بکاری ما می خوریم !!!
کشاورز گفت: ولی من دارم یونجه میکارم..!!!
وب خیلی خوبیه اما خیلی بده ک کلیک راستشا غیر فعال کردی
من اومدم حالا نوبت توئه بیای و کامنت بذاری.پاسخ:چون مطالب این وب مخصوصه و شخصی.دوس ندارم بقیه کپی کنن.فقط میخوام بخونین و لذذذذذذذت ببرین
جمعه 10 آذر 1391برچسب:,
توسط |
You are the light when there is no sun.
You are the rainbow after the rain is done.
You are the star that twinkles in the night.
You are the moon that glows so bright.
You are the wind that whistles my name.
You are the love when the world is the same.
You are the flowers the bee's never miss.
You are the beach the warm sun kisses
maryam.miny@yahoo.com